تبليغاتX
!...آهسته با عشق تا خدا




!...آهسته با عشق تا خدا

!در گذرگاهي كه زور و دشمني فرمانرواست! مهرورزي كم گناهي نيست




به نظر شما واقعیت جامعه ما همین است ؟!

| یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391| 11:45 | شاخ نبات

                                           قره سید 125هزار، رحمانی 124هزار و سعیدی 121هزار

بنا به فرموده ی مقام معظم رهبری روز جمعه بعد از شرکت در انتخابات تمام کدورتهای حاصل از انتخابات را زیر خاک دفن کردم و برای هر سه عزیز منتخب ملت، احترام قائلم و آرزوی موفقیت برای هرسه دارم.شاید خیلی ها معتقد باشند که نیاز امروز ما رسیدگی به مسائل اقتصادی و تورم و بیکاری و اینهاست. من هم با صحه گذاشتن بر این مسائل اما نیاز عمیق تری میبینم که اگر امروز پاسخ این نیاز داده نشود فردای روزگار به هلاکت نزدیک تر خواهیم شد !
و آن چیزی نیست جز ترویج اخلاق اسلامی.
حضرت علی میفرمایند مردم بیش از آنکه به پدرانشان شبیه باشند به حاکمانشان شبیه اند. اگر حاکمان ما پایبند به اصول اخلاقی باشند مردم هم اصلاح خواهند شد.
اما تا وقتی شاهد بداخلاقی ها در سطح بالای جامعه باشیم هیچ انتظاری از کف جامعه نباید داشته باشیم.
امام خمینی همیشه تاکید بر این داشتند که مردم را با وعده های آب و برق مجانی و مسائل اقتصادی و شکم دلخوش نکنید. چرا که ما برای اسلام قیام کردیم. برای احیای ارزشهای اسلامی. و اخلاق اسلامی رکن اساسی اصول اسلامی است.
ما ایرانی ها آنچه که امروز به آن نیاز داریم اخلاق و همدلی است .

| شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391| 14:34 | شاخ نبات

باشد که مورد رضای خدای متعال واقع شود:

۱) میرهادی قره سیدی رومیانی

۲) عشرت شایق

 

| پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391| 18:50 | شاخ نبات

                                        

امروز در دو نشست پرسش و پاسخ سه تن از کاندیداهای تبریز ، آذرشهر، اسکو حضور داشتم.
نکات منفی و مثبت زیادی از این دو جلسه میتوان استخراج کرد.
اول اینکه متاسفانه خانوم عشرت شایق و آقای جلیل زاده اصل را بر کوبیدن هم قرار داده بودند !و تنها کسی که این وسط آتش بیار معرکه نبود آقای قره سیدی بود. تواضع ایشون در مقابل همه علی الخصوص آقای جلیل زاده با وجود تخریبهای صورت گرفته از جانب آنها ستودنی بود.
فرد بی حاشیه مجلس قره سیدی بود. کسی که با جملات اخلاقی و ایمانیش فضای تخریبی را که دیگران به وجود می آوردند تلطیف میکرد.
کسی که "منیت" درش دیده نمیشد. بر خلاف بعضی ها !
با تمام وجود آرزوی موفقیت میکنم برای ایشون و تمام انسان های اخلاق مدار . و امیدوارم در صورت پیروزی هم به همین منش پایبند باشند .

و اما در مورد آقای جلیل زاده که در وسط دومین نشست به بهانه جلسه مجلس را ترک کرد ! البته توضیح نداد چه جلسه ای بوده که قبلا نمیتوانسته اعلام کند و وسط مجلس - بهتر است بگویم ابتدای مجلس !-مجبور به ترک نشود !!
من و دوستم قرار بود سوالی از آقای جلیل زاده بپرسیم درمورد ماجرای بحثی که بین ایشون و اقای صفایی (کاندیدایی که رای نیاورد ) رخ داده بود.
که چرا دقیقا یک روز مانده به اتمام مدت تبلیغات یک بیانیه شدید اللحن و کاملا غیر اخلاقی و دور از شان جایگاه روحانیت علیه آقای صفایی نوشته و در سایت خود منتشر کردند ؟! میخواستیم بدانیم آیا اگر راهی بهارستان هم بشوند دغدغه شان کوبیدن این و اون اونهم به این شکل غیر اخلاقی خواهد بود؟!
که متاسفانه مجری این سوال ما را که روی کاغذ نوشته بودیم تسلیم آقای جلیل زاده کرد و بعد هم که به خاطر تخطئه آقای قره سیدی به خاطر تک رای جو سنگینی علیه ایشون به راه افتاد ، به بهانه جلسه مجلس را ترک کردند !
و ما ماندیم و یک بغل سوال !
و البته یک دعوای خونین بین حامیان !
متاسفانه بعد از ترک جلسه توسط ایشان بین حامیان آقای جلیل زاده و خانوم شایق زد و خورد شدیدی بیرون از تالار نشست و در محوطه دانشکده اتفاق افتاد که همه را متاثر کرد.

خلاصه کلام : چیزی که انسانها را مجذوب خودش میکند اخلاق است و اعتقاد. و قره سیدی را نماد این دو یافتم.

بعد التحریر۱: در نظر سنجی این وبلاگ لطفا شرکت کنید.

بعد التحریر۲: الان توی سایت اهراب نیوز خواندم که درگیری بین حامیان جلیل زاده و آقای قره سیدی رخ داده. هرچند بعید میدونم چون کسی که بعد از خروج آقای جلیل زاده بدجوری بهش توپید خانوم شایق بود. و البته ما از بسیجی ای که در بطن ماجرا بود ماجرا رو پرسیدیم گفت بین حامیان جلیل زاده و خانوم شایق این اتفاق افتاده.به هر حال از طرف هر کسی بوده باشه نهایت بی فرهنگی و بی بصیرتی بوده.

| دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391| 21:26 | شاخ نبات

اشکهای حقیر ما در برابر چهره های گلگون شما بی محابا میریزد و سد میکند این قلم را.اما این بغض خوب میداند اینجا جای سد شدن نیست بلکه باید سد شکست.
امام میفرمود وصیت نامه های شهدا را بخوانید که انسان را میلرزاند و بیدار میکند. و وقتی دست نوشته های شما را میخوانیم ، بیش از پیش پی میبریم که عجب قرابت نزدیکی با آسمان دارید. یک چیزی از جنس ستاره و ماه ، مثل حضرت ماهی که امروز یادگار شماست.دائم در گوشم زمزمه ای میشنوم که میگویید جان شما و فرمان رهبر .

ما که عاق شده های آسمانیم !
باشد که با دست ساخته های شما که حقیقتا دل ساخته اند ، به خود آییم. حصار "خود کامل بینی" را در هم بشکنیم . از حاشیه ها دور شده و به اصل برگردیم.
با شاخص هایی که وصیت نامه های شما به ودیعه گذاشته ، با یک نگاه تیز و ذره بینی به نقد فنی خود پرداخته و راه را بر توجیه ببندیم .
شهید شفیع زاده حتی هدیه هایی که در سمینارها به شرکت کنندگان میدادند ، پس میزد تا مبادا این نقطه ، نقطه شروع بی اخلاصی در علمش باشد .
این سرزمین نور ؛ فصلهای خونینی را از سر گذرانده است که اگر افسانه شود و ورقش بزنی ، از رشادت های دلیرمردانی خواهی خواند چون حسن شفیع زاده که با کوله باری از اخلاص ، راهی انارستان عشق شده است. آنهایی که از "خود" گذشتند تا به "خدا" رسیدند. همان سرداری که هرگز آب و نان درجه های روی شانه هایش را نخورد.
سردار عزیز ! در گوشی برایت بگویم . اینروزها کمر شهر خم شده زیر رگبار گناه . بیا و دستی بکش به سر و روی این آدمکهای له شده زیر همهمه ها.
بیا و در سنگینی دلهای بی قراری که هنوز که هنوز است در و دیوار دلشان را با یاد شما قاب کرده اند ، شریک باش. اینجا هنوز هستند مردانی که زن نشده اند و زنانی که زن مانده اند. اما دروغ چرا بگویم ، مردمان عافیت طلبی هم هستند که جز نق زدن، ذاتا کار دیگری بلد نیستند و سر چهار راه شکم و شهوت اتراق کرده اند تا ابد. دم به دم بر شیپور نا امیدی میدمند تا ما دست از راه و رسم شما بکشیم. اما کور خوانده اند. شفیع زاده ها و باکری ها هنوز زنده اند.
ما آن جوانمردی هایی که نقطه امید و روشنایی بود در دل سیاهی های دنیا ، با گفته ها ی صدتا یک غاز مخاطبانِ وراج بی عمل ، عوض نمیکنیم.

آنها در ظلمت شب ، در هجوم ناجوانمردانه ی اهریمنان ، مردانه ایستادند تا امروز پیامشان را ما با ایستادگی در همان خط و مسیر به جهانیان برسانیم و خون تازه در رگ وطن جاری کنیم.راهی را که شما با خون طی کردید ما با خون دل سینه خیز میرویم ، آخر میخواهیم در و دیوار دنیا را به رنگ جوانمردی های شما رنگ آمیزی کنیم. میخواهیم فریاد مقاومت بزنیم.
اما ....
دلهره دارم از این میراث گرانبهایی که زانوانم را به لرزه انداخته است. میترسم فراموش کنیم که برای چه شهید داده ایم. میترسم پا روی خون این لاله های خوشبو بگذاریم و صدای "آخ" شان را نشنویم حتی.
دلهره دارم از اینکه پلاکت را ببوسیم و خونت را له کنیم.
اکنون ما مانده ایم و سنگینی رسالت. راهی که پر مغیلان است و مرد راه میطلبد. ما به آیین بهار پایبندیم و هر روز شکوفه میدهیم . برگ ریزان خزان در ما راهی ندارد.
 ما در شور ساختنیم .
گوش به پیغامهایتان میسپاریم و در ادامه این مسیر محکم تر و با صلابت تر از پیش قدم برمیداریم.

انشالله...

| پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391| 13:2 | شاخ نبات

در نظرسنجی این وبلاگ شرکت کنید :)
| چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391| 13:10 | شاخ نبات

چه چیز میتواند اسلام را خانگی کند؟ اینکه آدرس خیر باشد ، نشانی خیر باید، آورنده خیر و صلاح باشد. اینکه وقتی همین ایرانی مسلمان میدید اگر به فکرش خطور میکرد که بخواهد یزدگرد را ببیند ، جزو آن آرزوهای محال بود. باید از هزار در و دربند میگذشت ؛ آن هم سجده کنان و بر خاک افتان، تا در برابر یزدگرد ظاهر میشد. حالا همین شخص میرفت مدینه.
همین عُمَر را - همین عمر که تندیها و برخی از کارهایش به عنوان کارهای نامناسب برای جانشین پیامبر اکرم ، (ص) مورد انتقاد و خرده گیری بجا واقع میشود - میدید؛ میدید که فرماندار این سرزمین وسیع و پهناور ، مثل یک مرد معمولی با یک پیراهن معمولی ، با یک لباس معمولی ، بدون تشریفات ، بدون در و دربند، گوشش آماده است برای اینکه همین آقا برود تنگ گوشش شکایت کند. دید عجیب ! واقعا دوست داشتنی است. از شما میپرسم ، همین امروز... حالا چرا بروم آن بالا بالاها و سر آن مسائلی که دور دست است. همین شما امروز اگر با یک مسئولی ، خواه مسئول اداره بخش ، یا یک کار محلی ، یا یک عالم دینی ، روبرو شوید و ببینید تماس گرفتن به او کار آسان و راحت و بی تکلفی است و میشود با او نشست ، برخاست ، حرف زد و برای اینکه آدم چهار کلمه با او حرف بزند لازم نیست که چند سال آداب و القاب یاد بگیرد ، مبادا یک لقبی را نابجا به کار ببرد - مثلا به جای اینکه بگوید "عرض میکنم" بگوید "عرض میکنیم" یا به جای "فرمودید" بگوید "عرض کردید" - خیلی ساده بگوید گفتم گفتی ...- چقدر برای شما دلنشین است و جاذبه دارد !

شهید آیت الله بهشتی . کتاب بایدها و نبایدها ( امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن)

لینک مرتبط : صفاتو عشقه

یک انتقاد بسیار بجا از دکتر اشکالات اخلاقی دکتر را توجیه نکنیم !

| شنبه بیست و هفتم اسفند 1390| 12:21 | شاخ نبات

بالاخره روز موعود رسید و آقای احمدی نزاد با حضور در مجلس به سوالات نمایندگان پاسخ داد. نمیدانم باید بگویم هم اکنون نمایندگان نفس راحت میکشند که بالاخره حرف خود را به کرسی نشاندند و ثابت کردند مجلس در راس امور است ، یا اینکه عصبانی از پاسخهای رئیس جمهورند و در حال تلاش برای ارائه تحلیل های مختلف از سخنان ایشان . که اگر خدایی نکرده رئیس جمهور در جایی یک "واو" را انداخته باشد حسابش با کرام الکاتبین است .
با شناختی که از دکتر داشتیم ، مطمئن بودیم پاسخهای خوب و قانع کننده ای به سوالات خواهد داد اما این پاسخها با حواشی هم همراه بود که یکی از انها به کاربردن ادبیاتی چون "شاسی و ماسی" توسط رئیس جمهور بود ! اتفاقا گویا آقای احمدی نزاد غرضش از به کار بردن این نوع ادبیات ، دلسوزی برای کسانی بوده که بعد از شنیدن پاسخها ، جواب و تحلیل های قابل توجهی نخواهند توانست ارائه کنند و لا جرم دوباره به حواشی خواهند پرداخت که رئیس جمهور شان وکلای ملت (!) را پایین آورد و قس علی هذا.
آقای رئیس جمهور ! قربان معرفتت بروم که همیشه بالاخره یک راه گریزی برای نمایندگان مجلس باز میگذاری.
البته بنده ضمن قبول اینکه ادبیات به کار گرفته شده توسط رئیس جمهور میتوانست بهتر از این باشد ، پرداختن به این حواشی و فراموش کردن اصل را رویه دائمی خبرگزاری های مورد حمایت برخی آقایان نماینده میدانم که ثابت کرده اند وقتی پای استدلالشان میلنگد ، "فرع" را جای "اصل" مینشانندکه  ممکن است تا چند ماه آینده هم به ایرادات ادبیاتی رئیس جمور بپردارند . چرا که سابقه نشان داده برخی ها در گیر دادن به ظاهر و قیافه و ادبیات احمدی نژاد ید طولایی دارند که توسل به این مسائل سخیف جز از کم آوردن در برابر استدلالها و منطق احمدی نژاد ناشی نمیشود.

البته قابل ذکر است پیش بینی های عده ای از طرفداران آقای احمدی نزاد که فکر میکردند آقای رئیس جمهور طی یک عملیات انتحاری پرونده های زیادی را رو خواهد کرد نیز غلط از آب در آمد !

* ادبیاتی که شایسته صحن بهارستان نبود ! 

* انتقاد نمایندگان از شوخی‌های گزنده رئیس جمهور 

* چه کسی شاسی را زودتر فشار داد؟ 

* اعتراض نمایندگان به اهانتهای رئیس جمهور به مجلس

* لاریجانی: مجلس جایگاه استفاده از "شاسی و ماسی" نیست


 بعد التحریر: البته آقای لاریجانی نفرمودند آیا مجلس جای "دو دو" کردن یا" بتمرگ پفیوز" هاست یا نه؟!

کسانیکه فکر میکنند ادبیات دکتر خیلی فجیع بوده لینک بیانات را دانلود کنند تا به عمق فجیع بودن اظهارات پی ببرند ! دانلود کنید

| چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390| 13:50 | شاخ نبات

این عکس در مطلبی با عنوان " چه جریانی به ریاست حداد می اندیشد ؟ " در سایت صراط منتشر شده است.

| سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390| 12:0 | شاخ نبات

این لیست در نهایت وسواس تهیه شده . باشد که مورد رضای خدای متعال واقع شود ! :)

1- محمد اسماعیل سعیدی ( جبهه پایداری / جبهه توحید و عدالت )

2- میر هادی قره سیدی رومیانی (جبهه پایداری / جبهه توحید و عدالت )

3- دکتر پزشکیان ( اصلاح طلب مستقل )

4- استاد لطیف لطیفی

5- دکتر بهلول حبیبی اصل

6- دکتر احمدی نژاد  - بعنوان اعتراض به رد صلاحیتهای حامیان دولت -

| پنجشنبه یازدهم اسفند 1390| 21:45 | شاخ نبات